تبليغاتX
"تیک تاک " - سوز دل
جمعه بیست و چهارم خرداد 1387

آسمان آبی خواهد شد

چشمانت راهی خواهد شد!

  خواهد  رفت!

یادت هست؟

چشمانت بی پروا ابری شد

چشمانی رویایی،  نورانی ، روحانی

سوز می خواندی

درد می گفتی

آه می بردی

چشمانت خندیدند

و تو بارانی تر   باز هم می خواندي...

                 

من جنین...من نو پا...من کودک...من نو نهال...من نوجوان...من چرا دین و ایمانم سست شدن؟؟؟ [ لابد از اول سست بودن خودم خبر ندارم.... آنکس که نداند و نداند که نداند....در جهل مرکب ابد الدهر بماند... ]ما همچنان مانده ایم....و مانده ایم....من جنین...من نو پا...من کودک...من نو نهال...من نوجوان...من جوان...من میانسال...من پیر....من مرده... چرا باید از زندگی سیر شم؟؟؟چرا حوصله ی زندگی رو ندارم؟؟؟

ü      معشوق من چنان لطیف است, که خود را به "بودن"نیالوده است, که اگر جامه ی وجود بر تن می کرد, نه معشوق من بود.

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

نگارنده گل آفتابگردون در 20:28 با موضوع: | لینک ثابت |