آسمان آبی خواهد شد
چشمانت راهی خواهد شد!
خواهد رفت!
یادت هست؟
چشمانت بی پروا ابری شد
چشمانی رویایی، نورانی ، روحانی
سوز می خواندی
درد می گفتی
آه می بردی
چشمانت خندیدند
و تو بارانی تر باز هم می خواندي...

من جنین...من نو پا...من کودک...من نو نهال...من نوجوان...من چرا دین و ایمانم سست شدن؟؟؟ [ لابد از اول سست بودن خودم خبر ندارم.... آنکس که نداند و نداند که نداند....در جهل مرکب ابد الدهر بماند... ]ما همچنان مانده ایم....و مانده ایم....من جنین...من نو پا...من کودک...من نو نهال...من نوجوان...من جوان...من میانسال...من پیر....من مرده... چرا باید از زندگی سیر شم؟؟؟چرا حوصله ی زندگی رو ندارم؟؟؟
ü معشوق من چنان لطیف است, که خود را به "بودن"نیالوده است, که اگر جامه ی وجود بر تن می کرد, نه معشوق من بود.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~


